امروز ايمان براي هميشه برگشت. بعد از ماه ها احساس آرامش مي كنم. هفته اول بعد از 22 خرداد مي گفت نمي تواند تحمل كند توي اين روزهاي ملتهب و داغ كه مرگ از در و ديوار شهر مي بارد من اينجا باشم و هفته دوم مي گفت نمي تواند تحمل كند در اين روزهاي ملتهب و داغ كه مرگ از در و ديوار شهر مي بارد، خودش اينجا نباشد! راست مي گفت كه بايد اين روزها و دقيقا اين روزها اينجا بود! تهران داغ و ملتهب اين روزها فراموش نشدني است. ما همه جا هستيم، بايد عكس گرفت، نوشت، نقاشي كرد. ما نمي گذاريم اين روزها به همين راحتي فراموش شود و كاملا موافقم كه تحمل اضطراب مصيبتي كه هر لحظه ممكن است بر سرت آوار شود به مراتب راحت تر از تحمل نااميدي است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 12:14  توسط باران
|
