مرگ مهدي آذر يزدي و محمد حقوقي لابلاي هياهوي اين روزها گم شد! اولي كودكي من را ساخت توي پستوخانه مامان بزرگ لابلاي برگهاي انبوه فندق و بوي نم ظهرهاي دم كرده تابستان وقتي همه خوابيده بودند. اول با نقاشي و رنگ آميزي قصه هاي مولانا توي كتابهاي فاطمه شروع شد و وقتي ياد گرفتم بخوانم با هجي كردن واژه هايش تك به تك! و امروز كه بزرگ شده ام هم هنوز هر وقت فرصتي پيش بيايد از قصه خر برفت و خر برفت تا مرغ دانا و ... و دومي نوجواني ام را!
آقاي فولادوند نماينده سابق خرم آباد روزي به يكي از فقهاي عاليقدر شوراي نگهبان گفته بود سلام خدا! و در جواب چراييش در آمده بود كه چون نمي ميرند و باقي دلايلش بماند! كاش پيمانه عمر را به حاصل ثواب كردار آدمها پر مي كردند آنوقت هفتاد سال براي امثال حقوقي بسيار اندك بود و براي امثال آن فقيه خطيب بسيار!!
روحشان شاد
