راستي ما براي توجيه خود در پي آلتار نيستيم؟ گاهي پاي سرو چمان و جويبار روان فين و گاه لاي نمد مالي هاي سلسله خجسته پي قجر و گاه ... راستي اگر بيايد فقط بابت اداي ديني به تاريخ مي آيد؟ و یا بابت ترس ازسرنوشتي همچون يوگسلاوي، عراق و... و اگر نيايد ايمان دارم كه كه از تاريخ نمي ترسد ترس او از چيز ديگري است!
من عصر 2 خرداد 76 همانقدر ترسيده بودم كه 4 تير هشتاد و چهار! راستي اين وابستگي غريب فقط يك بيماريست؟ مي شود هر جاي ديگري نفس كشيد؟زير آسمان خوش رنگ فلورانس با گنبدهاي رفيعش، بام هاي سرخ و خيابان هايي سرشار از زندگي؟
نه خدای من! مساله من فقط فرو رفتن و برآمدن اين نفس نيست. فهميده ام كه اين آسمان براي من همه جا به يك رنگ است! چه كنار شتركوه و دشت تيان، چه ميان انبوه رنگ هاي تند و گرم آن شهر زيبا و چه اينجا ميان انبوه دود و دروغ و گناه! مساله من چيز دیگریست...
